معجزه
دیروز بهترین و زیباترین روز زندگیم بعد از چند سال بود
معجزه ای در انتظارش بودم بالاخره دیروز برامون اتفاق افتاد
خدایا شکرت بابت این همه مهربانی و لطف و بیکران و بی انتهایت
اسم دیشبم را گذاشتم آرامش در رویا
آرامشی که دیشب داشتم و هنوزم دارم برام مثل یه رویا بود رویایی زیبا و دل انگیز
سالها بود که منو ارامش با همدیگه قهر بودیم ولی دیروز انچنان اشتی کردیم که باورش سخت بود
با عشق تمام ارامش دیشب را بغل کردم و بعد از مدتها راحت خوابیدم
الان نشستم توی بالکن و نسیم دل انگیز بهاری به صورتم میخورد و من از این همه آرامش مدهوشم الان دیگه عاشق بهارم
پی نوشت: دیشب شب تولد همسری بود فعلا کاری نکردم و گذاشتم برا امروز و الان در حال دیدن تدارکم
پی نوشت۲:دیروز رستوران کوچولو مو افتتاح کردم البته تهیه غذاست نه رستوران
و الان با عشق تمام مشغول کارم چون آرامش بزرگی
دارم
معجزه ای در انتظارش بودم بالاخره دیروز برامون اتفاق افتاد
خدایا شکرت بابت این همه مهربانی و لطف و بیکران و بی انتهایت
اسم دیشبم را گذاشتم آرامش در رویا
آرامشی که دیشب داشتم و هنوزم دارم برام مثل یه رویا بود رویایی زیبا و دل انگیز
سالها بود که منو ارامش با همدیگه قهر بودیم ولی دیروز انچنان اشتی کردیم که باورش سخت بود
با عشق تمام ارامش دیشب را بغل کردم و بعد از مدتها راحت خوابیدم
الان نشستم توی بالکن و نسیم دل انگیز بهاری به صورتم میخورد و من از این همه آرامش مدهوشم الان دیگه عاشق بهارم
پی نوشت: دیشب شب تولد همسری بود فعلا کاری نکردم و گذاشتم برا امروز و الان در حال دیدن تدارکم
پی نوشت۲:دیروز رستوران کوچولو مو افتتاح کردم البته تهیه غذاست نه رستوران
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11:20 توسط مامان ابوالفضل
|
تجربه ي شيرين زندگي من 3 اسفند 1385 بيمارستان ميلاد توسط دكتر ازيتا صديقي مقدم رقم خورد وزن موقع تولد 3:420گرم قد50 سانت دور سر بايد پروندهات رو ببينم.